تبليغاتX
...سنگ صبور

...سنگ صبور

ببین اندام تنهاییم را که در لحظه های خاکستری در انتظار طلوع خورشید است

 

 

اونی که می خواستم...اونی که می خواستم...اونی که می خواستم...

 منو تنهام گذاشت رفت...

اونی که می خواستم دلمو شکستو

به پای یک عشق جدید نشستو

چش روی آرزوم همیشه بستو

پشت به پنجرمون رها شد

اونی که می خواستم مثل اشک چکیدو

تو طول راه باز یک کسیو دیدو

به آرزوش انگار دیگه رسیدو

به خاطر هیچی ازم جدا شد...

اونی که می خواستم...اونی که می خواستم...اونی که می خواستم... 

منو تنهام گذاشت رفت...

اونی که می خواستم دل ازم بریدو

بین گلا یک گل تازه چیدو

به اونی که دلش می خواست رسیدو

با غم و غصه منو آشنا کرد

اونی که می خواستم منو برد بهشتو

اسم منو رو سر درش نوشتو

بهونه کرد بازی سر نوشتو

تو شهر رویاها منو رها کرد...

اونی که می خواستم منو برد از یادو

رفت پیش اون کس که دلش می خوادو

زد زیر عشقش که یادش نیادو

مثه همه آدما بی وفا شد...

اونی که می خواستم...اونی که می خواستم...اونی که می خواستم... 

منو تنهام گذاشت رفت...

اونی که می خواستم

چرا تنهام گذاشت رفت؟؟!!!!

 

 

تولدت مبارک

 

+نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت22:51توسط احمد | |